پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱ - به نام ایزد

تبت یا ذوالجلال و الاکرام

من جمیع الذنوب و الآثام

ای صفاتت برون ز چون و چرا

ذات پاکت بری ز کو و کدام

قاضی حاجت وحوش و طیور

رازق روزی سوام و هوام

گوهر آرای قطره در اصداف

نقش پرداز نطفه در ارحام

پرچم آویز طاسک خورشید

آتش انگیز خنجر بهرام

خاکبوس بساط فرمانت

جم سیمین سریر زرین جام

بسته مشّاطگان قدرت تو

بر رخ صبح چین گیسوی شام

کرده استاد صُنعت از یاقوت

شرف طاق تابخانه ی بام

یافته از تو نَضرت و خضرت

باغ مینو و راغ مینا فام

بدر مشعل فروز آینه دار

بر درش بنده ی منیرش نام

عنبر هندی آنکه خادم تست

کار او بی نسیم لطفت خام

پیش موج محیط احسانت

از حیا در عرق فتاده غمام

کاسه گردان بزم تقدیرت

صبح زرین کلاه سیم اندام

هندوی بارگاه ابداعت

شام زنگی نهاد خون آشام

عندلیب زبان گویا را

گل بستان فروز ذکرت کام

گر کند یاد صدمه ی قهرت

بگسلد مشرقی مهر زمام

درک خاصان بکنه انعامت

نرسد خاصه عام کالانعام

جان خواجو که مرغ گلشن تست

مگذارش بدام دل مادام

طمع دانه اش بدام افکند

باز گیرش ز دست دانه و دام

من که بر یاد زلف و روی بتان

صرف کردم لیالی و ایام

بوده با باده ی مغانه مقیم

ساخته در شرابخانه مقام

زده راه خرد بنغمه ی چنگ

ریخته آب رخ بشرب مدام

نفس خود کامم ار ز راه ببرد

باز گشتم بدرگهت ناکام

چون خطا کرده ام کنم هر دم

سجده ی سهو تا بروز قیام

گویمت بالعشی و الابکار

تبت یا ذوالجلال و الاکرام

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۳اگر سرم برود در سر وفای شما
  2. شمارهٔ ۴این چه خلدست که چندی همه حورست اینجا
  3. شمارهٔ ۵کجا خبر بود از حال ما حبیبان را
  4. شمارهٔ ۶گر راه بود بر سر کوی تو صبا را
  5. شمارهٔ ۷اگر در جلوه می‌آری سمند باد جولان را
  6. شمارهٔ ۸چو در نظر نبود روی دوستان ما را
  7. شمارهٔ ۹آخر ای یار فراموش مکن یاران را
  8. شمارهٔ ۱۰ای ترک آتش رخ بیار آن آب آتش فام را
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.