پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۶

گر راه بود بر سر کوی تو صبا را

در بندگیت عرضه کند قصه ما را

ما را بسرا پرده ی قربت که دهد راه

بر صدر سلاطین نتوان یافت گدا را

چون لاله عذاران چمن جلوه نمایند

سر کوفته باید که بدارند گیا را

گر ره بدواخانه ی مقصود نیابیم

در رنج بمیریم و نخواهیم دوا را

مرهم ز چه سازیم که این درد که ما راست

دانیم که از درد توان جست دوا را

فریاد که دستم نگرفتند و بیکبار

از پای فکندند من بی سر و پا را

از تیغ بلا هر که بود روی بتابد

جز من که بجان می طلبم تیغ بلا را

هنگام صبوحی نکشد بی گل و بلبل

خاطر بگلستان من بی برگ و نوا را

روی از تو نپیچم و گر از شست تو آید

همچون مژه در دیده کشم تیغ بلا را

بیرون نرود یک سر مو از دل خواجو

نقش خط و رخسار تو لیلاً و نهارا

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۸چو در نظر نبود روی دوستان ما را
  2. شمارهٔ ۹آخر ای یار فراموش مکن یاران را
  3. شمارهٔ ۱۰ای ترک آتش رخ بیار آن آب آتش فام را
  4. شمارهٔ ۱۱شبی که راه دهم آه آتش افشان را
  5. شمارهٔ ۱۲آن تن ماست یا میان شما
  6. شمارهٔ ۱۳برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب
  7. شمارهٔ ۱۴دیشب خبرت هست که در مجلس اصحاب
  8. شمارهٔ ۱۵ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.