پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۵

کجا خبر بود از حال ما حبیبان را

که از مرض نبود آگهی طبیبان را

گر از بنفشه و سنبل وفا طلب دارند

معین است که سوداست عندلیبان را

ز خوان مرحمت آن‌ها که می‌دهند نصیب

به تیغ کین ز چه رانند بی‌نصیبان را

اگر ز خاک محبان غبار برخیزد

مؤاخذت نکند هیچکس حبیبان را

گذشت محمل و ما در خروش و ناله ولیک

چه التفات به بانگ جرس نجیبان را

گهی که عاشق و معشوق را وصال بود

گمان مبر که بود آگهی رقیبان را

میان لیلی و مجنون نه آن مواصلت است

که اطلاع بر آن اوفتد لبیبان را

عجب نباشد اگر در ادای خطبهٔ عشق

مفارقت کند از تن روان خطیبان را

غریب نبود اگر یار آشنا خواجو

مراد خویش مهیا کند غریبان را

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۷اگر در جلوه می‌آری سمند باد جولان را
  2. شمارهٔ ۸چو در نظر نبود روی دوستان ما را
  3. شمارهٔ ۹آخر ای یار فراموش مکن یاران را
  4. شمارهٔ ۱۰ای ترک آتش رخ بیار آن آب آتش فام را
  5. شمارهٔ ۱۱شبی که راه دهم آه آتش افشان را
  6. شمارهٔ ۱۲آن تن ماست یا میان شما
  7. شمارهٔ ۱۳برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب
  8. شمارهٔ ۱۴دیشب خبرت هست که در مجلس اصحاب
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.