پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۷

اگر در جلوه می‌آری سمند باد جولان را

بفرما تا فرو روبم به مژگان خاک میدان را

مکن عیب تهی‌دستان که در بازار سرمستان

گدا باشد که بفروشد به جامی ملک سلطان را

چرا از کعبه برگردم که گر خاری بود در ره

برآرم آه و در یک دم بسوزانم مغیلان را

اگر همچون خضر خواهی که دایم زنده‌دل باشی

روان در پای جانان ریز اگر دستت دهد جان را

به فردوسم مکن دعوت که بی‌آن حور مه‌پیکر

کسی کو آدمی باشد نخواهد باغ رضوان را

به بوی لعل میگونش به ظلماتی در افتادم

که گر میرم ز استسقا نجویم آب حیوان را

چمن‌پیرا اگر چشمش بر آن سرو روان افتد

دگر بر چشمه ننشاند ز خجلت سرو بستان را

مگر باد سحرگاهی هواداری کند ورنی

نسیم یوسف مصری که آرد پیر کنعان را

چو مستان حرم خواجو جمال کعبه یاد آرد

ز آب چشم خون‌افشان کند دریا بیابان را

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۹آخر ای یار فراموش مکن یاران را
  2. شمارهٔ ۱۰ای ترک آتش رخ بیار آن آب آتش فام را
  3. شمارهٔ ۱۱شبی که راه دهم آه آتش افشان را
  4. شمارهٔ ۱۲آن تن ماست یا میان شما
  5. شمارهٔ ۱۳برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب
  6. شمارهٔ ۱۴دیشب خبرت هست که در مجلس اصحاب
  7. شمارهٔ ۱۵ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب
  8. شمارهٔ ۱۶طلع الصبح من وراء حجاب
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.