پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۳

اگر سرم برود در سر وفای شما

ز سر برون نرود هرگزم هوای شما

بخاک پای شما کانزمان که خاک شوم

هنوز بر نکنم دل ز خاک پای شما

چو مرغ جان من از آشیان هوا گیرد

کند نزول بخاک در سرای شما

در آن زمان که روند از قفای تابوتم

بود مرا دل سرگشته در قفای شما

شوم نشانه ی تیر قضا بدان اومید

که جان ببازم و حاصل کنم رضای شما

کرا بجای شما در جهان توانم دید

چرا که نیست مرا هیچکس بجای شما

زبندگی شما صد هزارم آزادیست

که سلطنت کند آنکو بود گدای شما

گرم دعای شما وردجان بود چه عجب

که هست روز و شب اوراد من دعای شما

کجا سزای شما خدمتی توانم کرد

جز اینکه روی نپیچم ز ناسزای شما

غریب نیست اگر شد زخویش بیگانه

هر آن غریب که گشتست آشنای شما

اگر بغیر شما می کند نظر خواجو

چو آب میشودش دیده از حیای شما

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۵کجا خبر بود از حال ما حبیبان را
  2. شمارهٔ ۶گر راه بود بر سر کوی تو صبا را
  3. شمارهٔ ۷اگر در جلوه می‌آری سمند باد جولان را
  4. شمارهٔ ۸چو در نظر نبود روی دوستان ما را
  5. شمارهٔ ۹آخر ای یار فراموش مکن یاران را
  6. شمارهٔ ۱۰ای ترک آتش رخ بیار آن آب آتش فام را
  7. شمارهٔ ۱۱شبی که راه دهم آه آتش افشان را
  8. شمارهٔ ۱۲آن تن ماست یا میان شما
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.