پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۱۹

ما دلی ایثار او کردیم و جانی یافتیم

گوهری در پایش افکندیم و کانی یافتیم

چون نظر کردیم در بستان بیاد قامتش

راستی را از سهی سروی روانی یافتیم

با خیال عارض گلرنگ و قد سرکشش

بر سر هر شاخ عرعر گلستانی یافتیم

گرچه چون عنقا بقاف عشق کردیم آشیان

مرغ دلرا هر نفس در آشیانی یافتیم

ترک عالم گیر و عالمگیر شو زیرا که ما

هر زمانی خویشتن را در مکانی یافتیم

در جهان بی نشانی تا نیاوردیم روی

ظن مبر کز آن بت مه رونشانی یافتیم

سالها کردیم قطع وادی عشقش ولیک

تا نپنداری که این ره را کرانی یافتیم

مانه از چشم گران خواب تو بیماریم و بس

زانک در هر گوشه از وی ناتوانی یافتیم

در گلستان غم عشق تو از خوناب چشم

هر گیاهی را که دیدیم ارغوانی یافتیم

چون بیاد تیغ مژگان تو بگشودیم چشم

هر سر مو بر تن خواجو سنانی یافتیم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱بیا که هندوی گیسوی دلستان تو باشم
  2. شمارهٔ ۲۲۲ای لاله برگ خوش نظرت گلستان چشم
  3. شمارهٔ ۲۲۳بگذائی بسر کوی شما آمده ایم
  4. شمارهٔ ۲۲۴خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم
  5. شمارهٔ ۲۲۵نسیم زلف تو از نوبهار می شنوم
  6. شمارهٔ ۲۲۶حَنّ فی روض الهوی قلبی کما ناح الحِمام
  7. شمارهٔ ۲۲۷کیست که گوید ببارگاه سلاطین
  8. شمارهٔ ۲۲۸تحیتی چو هوای ریاض خلد برین
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.