پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۲۴

خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم

دیده ی مرغ صراحی بقدح باز کنیم

زاهدانرا بخروشیدن چنگ سحری

از صوامع بدر میکده آواز کنیم

باده از جام لب لعبت ساقی طلبیم

مستی از چشم خوش شاهد طنّاز کنیم

بلبلان چون سخن از شاخ صنوبر گویند

ما حدیث قد آن سرو سرافراز کنیم

چنگ در حلقه ی آن طره طرار زنیم

چشم در عشوه ی آن غمزه ی غماز کنیم

وقت آنست که در پای سهی سرو چمن

برفشانیم سر دست و سرانداز کنیم

کعبه ی روی دلارای پریرویان را

قبله ی مردمک چشم نظر باز کنیم

از لب روی فزا راح مروّج نوشیم

همچو عیسی پس از آن دعوی اعجاز کنیم

سایه ی شهپر سیمرغ چو بر ما افتاد

گرچه کبکیم چه اندیشه ی شهباز کنیم

در قفس چند توان بود بیا تا چو همای

پر بر آریم و برین پنجره پرواز کنیم

چون نواساز چمن نغمه سرا شد خواجو

خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۲۶حَنّ فی روض الهوی قلبی کما ناح الحِمام
  2. شمارهٔ ۲۲۷کیست که گوید ببارگاه سلاطین
  3. شمارهٔ ۲۲۸تحیتی چو هوای ریاض خلد برین
  4. شمارهٔ ۲۲۹تا چند دم از گل زنی ای باد بهاران
  5. شمارهٔ ۲۳۰ای باد سحرگاهی زینجا گذری کن
  6. شمارهٔ ۲۳۱خوشا صبح و صبوحی با هُمالان
  7. شمارهٔ ۲۳۲دوش چون از لعل میگون تو می گفتم سخن
  8. شمارهٔ ۲۳۳امشب ای یار قصد خواب مکن
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.