پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۳۳

امشب ای یار قصد خواب مکن

مرو و کار ما خراب مکن

شب درازست و عمر ما کوتاه

قصه کوته کن و شتاب مکن

چشم مست تو گرچه در خوابست

تو قدح نوش و عزم خواب مکن

شب قدرست قدر شب دریاب

وز می و مجلس اجتناب مکن

سخن جام گوی و باده ی ناب

صفت ابر و آفتاب مکن

وگرت شیخ و شاب طعنه زنند

التفاتی بشیخ و شاب مکن

روز را چون ز شب نقاب کنند

ترک خورشید مه نقاب مکن

آبروی قدح بباد مده

پشت بر آتش مذاب مکن

لعل میگون آبدار بنوش

جام می را ز خجلت آب مکن

چون مرا از شراب نیست گریز

منعم از ساغر شراب مکن

از برای معاشران خواجو

جز دل خونچکان کباب مکن

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۳۵چه خوشست باده خوردن به صبوح در گلستان
  2. شمارهٔ ۲۳۶ترا که گفت که قصد دل شکسته ی ما کن
  3. شمارهٔ ۲۳۷نسیم صبح کز بویش مشام جان شود مشکین
  4. شمارهٔ ۲۳۸ای صبا احوال دل با آن صنم تقریر کن
  5. شمارهٔ ۲۳۹بمن رسید نوید وصال دلداران
  6. شمارهٔ ۲۴۰هر کس که برگرفت دل از جان چنانک من
  7. شمارهٔ ۲۴۱سخن عشق نشاید بر هر کس گفتن
  8. شمارهٔ ۲۴۲هر که شد با ساکنان عالم علوی قرین
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.