پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۳۸

ای صبا احوال دل با آن صنم تقریر کن

حال این درویش با آن محتشم تقریر کن

ماجرای اشک گرمم یک به یک با او بگو

داستان آه سردم دَم به دَم تقریر کن

گر چو شمع آری حدیث سوز عشقم بر زبان

وصف سیلاب سرشک دیده هم تقریر کن

شرح سرگردانی مستسقیان بادیه

چون فرود آیی بر اطراف حرم تقریر کن

قصه تاریک‌روزان در "دل شب" عَرضه دار

داستان مهرورزان "صبح‌دم" تقریر کن

گر غم بیچارگان داری و درد خستگان

آنچ بر جان منست از درد و غم تقریر کن

اضطراب و شور آن ماهی که دور افتد ز آب

گر هواداری نمایی پیشِ یَم تقریر کن

وان گل باغ کَرَم گر یاد بی‌برگان کند

افتقار و عجزم از راه کرم تقریر کن

ضعف خواجو بین و با آن دلبر لاغر میان

هر چه دانی مو به موی از بیش و کم تقریر کن

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۴۰هر کس که برگرفت دل از جان چنانک من
  2. شمارهٔ ۲۴۱سخن عشق نشاید بر هر کس گفتن
  3. شمارهٔ ۲۴۲هر که شد با ساکنان عالم علوی قرین
  4. شمارهٔ ۲۴۳بسی خون جگر دارد سر زلف تو در گردن
  5. شمارهٔ ۲۴۴بوقت صبح ندانم چه شد که مرغ چمن
  6. شمارهٔ ۲۴۵وقت صبوح شد بشبستان شتاب کن
  7. شمارهٔ ۲۴۶ای چشم تو چشم بند مستان
  8. شمارهٔ ۲۴۷ای صبا حال جگر گوشه ی ما چیست بگو
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.