پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۴۶

ای چشم تو چشم بند مستان

روی تو چراغ بت پرستان

بادام تو نقل میگساران

عناب تو کام تنگدستان

مرجان تو پرده دار لؤلؤ

ریحان تو خادم گلستان

رخسار تو در شکنج گیسو

رخشنده چو شمع در شبستان

سرنامه ی حسن یا خطست این

عنوان جمال یا رخست آن

ای شمع مریز اشک خونین

گریه چه دهی بیاد مستان

صدر جامه دریده ام چو غنچه

بر زمزمه ی هزار دستان

سرخاب قدح تهمتنانرا

از پای درآورد بدستان

خواجو دهن قرابه بگشای

وز لعل پیاله کام بستان

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۴۸که بر ز سرو روان تو خورد راست بگو
  2. شمارهٔ ۲۴۹برو ای باد بدان سوی که من دانم و تو
  3. شمارهٔ ۲۵۰ای چراغ دیده ی جان روی تو
  4. شمارهٔ ۲۵۱نفحه ی گلشن عشق از نفس ما بشنو
  5. شمارهٔ ۲۵۲ای شب قدر بیدلان طره ی دلربای تو
  6. شمارهٔ ۲۵۳بآفتاب جهانتاب سایه پرور تو
  7. شمارهٔ ۲۵۴ایکه چو موی شد تنم در هوس میان تو
  8. شمارهٔ ۲۵۵آن عید نیکوان بدر آمد بعید گاه
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.