پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۵۳

بآفتاب جهانتاب سایه پرور تو

بتاب طره مهپوش سایه گستر تو

که من بمهر رخت ذره ئی جدا نشوم

گرم بتیغ زنی همچو سایه از بر تو

بخال خلد نشینت که روز و شب چو بلال

گرفته است وطن بر لب چو کوثر تو

که طوطی دل شوریده ام بسان مگس

دمی قرار نگیرد ز شور شکر تو

بلحظه ئی که کشد تیغ تیز پیل افکن

دو چشم عشوه گر شیر گیر کافر تو

که همچو تشنه که میرد ز عشق آب حیات

بود دلم متعطش بآب خنجر تو

بدان خط سیه دو درنگ آتش پوش

که درگرفت بگرد مه منور تو

که من بروز و شب آشفته و پریشانم

از آن دو هندوی گردنکش دلاور تو

بخاک پای تن کانرا بجان و دل خواهد

که تاج سر کند آنکس که باشدش سر تو

که چون بخاک برند از در تو خواجو را

بهیچ باب نجوید جدائی از در تو

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۵۵آن عید نیکوان بدر آمد بعید گاه
  2. شمارهٔ ۲۵۶خسرو گل بین دگر ملک سکندر یافته
  3. شمارهٔ ۲۵۷ای پسر دامن اهل قدم از دست مده
  4. شمارهٔ ۲۵۸ای دلم جان و جهان در راه جانان باخته
  5. شمارهٔ ۲۵۹ترک من هر لحظه گیرد با من از سر خرخشه
  6. شمارهٔ ۲۶۰ای سنبل تازه دسته بسته
  7. شمارهٔ ۲۶۱پری رخا منه از دست یکزمان شیشه
  8. شمارهٔ ۲۶۲تخت خیری بین دگر بر تخته ی خارا زده
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.