پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۵۹

ترک من هر لحظه گیرد با من از سر خرخشه

زلف کج طبعش کشد هر ساعتم در خرخشه

می کشد هر لحظه ابرویش کمان بر آفتاب

کی کند هر حاجبی با شاه خاور خرخشه

ای مسلمانان اگر چشمش خورد خون دلم

چون توانم کرد با آن ترک کافر خرخشه

هر دم آن جادوی تیرانداز شوخ ترکتاز

گیرد از سر با من دلخسته دیگر خرخشه

هر چه افزون تر کنم با آن صنم بیچارگی

او زبیمهری کند با من فزونتر خرخشه

راستی را در چمن هر دم به پشتی قدش

می کند باد صبا با شاخ عرعر خرخشه

عیب نبود چون مدام از باده ی دورم خراب

گر کنم یک روز با چرخ بداختر خرخشه

چشمم از بهر چه ریزد خون دل بر بوی اشک

کی کند دریا زبهر لؤلؤی تر خرخشه

همچو خواجو بنده ی هندوی او گشتم ولیک

دارد آن ترک ختا با بنده در سر خرخشه

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱پری رخا منه از دست یکزمان شیشه
  2. شمارهٔ ۲۶۲تخت خیری بین دگر بر تخته ی خارا زده
  3. شمارهٔ ۲۶۳مه بی مهر من ز شعر سیاه
  4. شمارهٔ ۲۶۴چون سنبلت که دید سیاهی سرآمده
  5. شمارهٔ ۲۶۵آن ترک بلغاری نگر با چشم خونخوار آمده
  6. شمارهٔ ۲۶۶ای حبش برچین و چین در زنگبار انداخته
  7. شمارهٔ ۲۶۷از لب شیرین چون شکّر نبات آورده‌ای
  8. شمارهٔ ۲۶۸دیشب ای باد صبا گویی که جایی بوده‌ای
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.