پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۶۸

دیشب ای باد صبا گویی که جایی بوده‌ای

پای بند چنین زلف دلگشایی بوده‌ای

آشنای انرا ز بوی خویش مست افکنده‌ای

چون چمن پیرای باغ آشنایی بوده‌ای

دسته بند سنبل سروی سرایی گشته‌ای

خاکروب ساحت بستان‌سرایی بوده‌ای

لاجرم پایت نمی‌آید ز شادی بر زمین

چون ندیم مجلس شادی فزایی بوده‌ای

نیک بیرون برده‌ای راه از شکنج زلف او

چون شبی تا روز در تاریک جایی بوده‌ای

تا چه مرغی کآشیان جایی همایون جسته‌ای

گوییا در سایهٔ پرّ همایی بوده‌ای

از غم یعقوب حالی هیچ یاد آورده‌ای؟

چون همه شب همدم یوسف لقایی بوده‌ای

هیچ بویی برده‌ای کو در وفا و عهد کیست

تا عبیرآمیز بزم بی‌وفایی بوده‌ای

از دل گمگشتهٔ خواجو نشانی باز ده

چون غبار افشان زلف دلربایی بوده‌ای

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۷۰ایکه گوئی کز چه رو سرگشته می گردی چو گوی
  2. شمارهٔ ۲۷۱ای دل اگر دیو نئی ملک سلیمان چکنی
  3. شمارهٔ ۲۷۲مستی ز چشم دلکش میگون یار جوی
  4. شمارهٔ ۲۷۳میا در قلب ای دل که بازی نیست جانبازی
  5. شمارهٔ ۲۷۴سحر چون باد عیسی دم کند با روح دمسازی
  6. شمارهٔ ۲۷۵ای از حیای لعل لبت آب گشته می
  7. شمارهٔ ۲۷۶آب رخ ما بری و باد شماری
  8. شمارهٔ ۲۷۷چه جرم رفت که رفتی و ترک ما کردی
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.