پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۷۳

میا در قلب ای دل که بازی نیست جانبازی

مکن بر جان خویش آخر ز راه کین کمین سازی

همان بهتر که باز آئی از این پرواز بی حاصل

که کبک خسته نتواند که با بازان کند بازی

چه می سوزیم و می سازیم همچون عود در چنگت

چرا ای مطرب مجلس دم با ما نمی سازی

چه باشد چون من نالان بضربت گشته ام قانع

اگر یک نوبتم در برکشی چون ساز و بنوازی

دلم را گر نمی خواهی که سوزی ز اتش سودا

ز خال عنبرین فلفل چرا بر آتش اندازی

بر افروزی روان حسن اگر عارض برافروزی

براندازی بنای عقل اگر برقع براندازی

چرا باید که خون عالمی ریزی و عالم را

ز مردم باز پردازی و با مردم نپردازی

نباشد عیب اگر گردم قتیل چشم خوانخوارت

که هم روزی شهید آید به تیغ کافران غازی

بترک جان بگو خواجو گرت جانانه می باید

که در ملکی نشاید کرد سلطانی به انبازی

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۷۵ای از حیای لعل لبت آب گشته می
  2. شمارهٔ ۲۷۶آب رخ ما بری و باد شماری
  3. شمارهٔ ۲۷۷چه جرم رفت که رفتی و ترک ما کردی
  4. شمارهٔ ۲۷۸نه عهد کرده‌ای آخر که قصد ما نکنی
  5. شمارهٔ ۲۷۹ای پیک عاشقان اگر از حالم آگهی
  6. شمارهٔ ۲۸۰پرواز کن ای مرغ و بگلزار فرود آی
  7. شمارهٔ ۲۸۱مهر سلمی ورزی و دعوی سلمانی کنی
  8. شمارهٔ ۲۸۲ای روضه ی رضوان ز سر کوی تو بابی
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.