پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۸۲

ای روضه ی رضوان ز سر کوی تو بابی

وی چشمه ی کوثر ز لب لعل تو آبی

شبهاست که از حسرت روی تو نیاید

در دیده ی بیدار من دلشده خوابی

مرغ دلم افتاد بدام سر زلفت

مانند تذروی که بود صید عقابی

مردم همه گویند که خورشید برآمد

گر برفکنی در شب تاریک نقابی

گر کارم از آن سرو خرامنده کنی راست

دریاب که بالاتر از این نیست ثوابی

هر روز کشی بر من دلسوخته کینی

هر لحظه کنی با من بیچاره عتابی

در میکده گردیده مرا دست نگیرد

کس نشنود از همنفسان بوی کبابی

برخوان غمت تا نزنم آه جگر سوز

بر کف ننهد هیچکسم جام شرابی

هم مردم چشمست که از روی ترّحم

بر رخ زندم دمبدم از دیده گلابی

در نرگس عاشق کش میگون نظری کن

تا بنگری از هر طرفی مست و خرابی

فریاد که آن ماه مغنی دل خواجو

از چنگ برون برد بآواز ربابی

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۸۴گل سوری دگر بجلوه گری
  2. شمارهٔ ۲۸۵ای نفس مشک بیز باد بهاری
  3. شمارهٔ ۲۸۶باز، هرچند که در دستِ شَهان دارد جای
  4. شمارهٔ ۲۸۷یاد باد آنک دلم را مدد جان بودی
  5. شمارهٔ ۲۸۸در باز جان گر آرزوی جان طلب کنی
  6. شمارهٔ ۲۸۹دوش برطرف چمن گلبانک می زد بلبلی
  7. شمارهٔ ۲۹۰خوشا وقتی که از بستانسرائی
  8. شمارهٔ ۲۹۱راه بی پایان عشقت را نیابم منزلی
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.