پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۹۱

راه بی پایان عشقت را نیابم منزلی

قلزم پر شور شوقت را نبینیم ساحلی

نیست در دهر این زمان بی گفت و گویت مجمعی

نیست در شهر این نفس بی جست و جویت محفلی

مهر رویت می نهد هر روز مهری بر لبی

چشم مستت می زند هر لحظه تیغی بر دلی

چون کنم قطع منازل بی گل رخسار تو

لاله زاری گردد از خون دلم هر منزلی

بر سر کوی غمت هر جا که پائی می نهم

بینم از دست سرشک دیده پائی در گلی

رنگ رخسارت نمی بینم ببرگ لاله ئی

بوی گیسویت نمی یابم ز شاخ سنبلی

کی بدست آید گلی چون آن رخ بستانفروز

یا سراید در چمن مانند خواجو بلبلی

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۹۳خوشا شراب محبت ز ساغر ازلی
  2. شمارهٔ ۲۹۴تو چون قربان نمی گردی کجا همکیش ما باشی
  3. شمارهٔ ۲۹۵تشنه‌ام تا به کی آخر بده آبی ساقی
  4. شمارهٔ ۲۹۶زُر أرض دار سُعدی یا بارق الغوادی
  5. شمارهٔ ۲۹۷یا ملولاً عن سلامی أنت فی الدنیا مرا می
  6. شمارهٔ ۲۹۸یا من الیک میلی قف ساعة قبیلی
  7. شمارهٔ ۲۹۹یا من قریرة مقلتی لقیاک غایة منیتی
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.