پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۹۲

جان پرورم گهی که تو جانان من شوی

جاوید زنده مانم اگر جان من شوی

رنجم شفا بود چو تو باشی طبیب من

دردم دوا شود چو تو درمان من شوی

پروانه‌وار سوزم و سازم بدین امید

کاید شبی که شمع شبستان من شوی

دور از تو گرچه زاتش دل در جهنمم

دارم طمع که روضه‌ی رضوان من شوی

مرغ دلم تذرو گلستان عشق شد

بر بوی آن‌که لاله و ریحان من شوی

اکنون که خضر ظلمت زلف تو شد دلم

بگشای لب که چشمه‌ی حیوان من شوی

چشمم فتاد بر تو و آبم ز سرگذشت

و اندیشه‌ام نبود که طوفان من شوی

چون شمع پیش روی تو میرم ز سوز دل

هر صبحدم که مهر درفشان من شوی

زلفت به خواب بینم و خواهم که هر شبی

تعبیر خواب‌های پریشان من شوی

می‌گفت دوش با دل خواجو خیال تو

کاندم رسی به گنج که ویران من شوی

وان ساعتت رسد که بر ابنای روزگار

فرمان دهی که بنده‌ی فرمان من شوی

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۹۴تو چون قربان نمی گردی کجا همکیش ما باشی
  2. شمارهٔ ۲۹۵تشنه‌ام تا به کی آخر بده آبی ساقی
  3. شمارهٔ ۲۹۶زُر أرض دار سُعدی یا بارق الغوادی
  4. شمارهٔ ۲۹۷یا ملولاً عن سلامی أنت فی الدنیا مرا می
  5. شمارهٔ ۲۹۸یا من الیک میلی قف ساعة قبیلی
  6. شمارهٔ ۲۹۹یا من قریرة مقلتی لقیاک غایة منیتی
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.