پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۸۵

ای نفس مشک بیز باد بهاری

غالیه بوئی مگر نسیم نگاری

بر سر زلفش گذشته ئی که بدینسان

نافه گشائی کنی و مشک نثاری

جان گرامی فدای خاک رهت باد

کز من مسکین قدم دریغ مداری

گر گذری باشدت بمنزل آن ماه

لطف بود گر پیام من بگذاری

گو چه شود گر خلاف قول بد اندیش

کام دل ریش این شکسته برآری

ای ز سر زلف مشکسای معنبر

بر سر آتش نهاده عود قماری

چون بزبان قلم حدیث تو رانم

آیدم از خامه بوی مشک تتاری

غابَ إذا غبتُ فی الصبابِة صبری

بان إذا بنت فی العباد قراری

من چو برون از تو دستگیر ندارم

چون سر زلفم مگر فرو نگذاری

زور ورزم با تو چون ز دست نخیزد

چاره چه باشد برون ز ناله و زاری

هر نفس از شاخسار شوق برآید

غلغل خواجو چه جای نغمه سازی

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۸۷یاد باد آنک دلم را مدد جان بودی
  2. شمارهٔ ۲۸۸در باز جان گر آرزوی جان طلب کنی
  3. شمارهٔ ۲۸۹دوش برطرف چمن گلبانک می زد بلبلی
  4. شمارهٔ ۲۹۰خوشا وقتی که از بستانسرائی
  5. شمارهٔ ۲۹۱راه بی پایان عشقت را نیابم منزلی
  6. شمارهٔ ۲۹۲جان پرورم گهی که تو جانان من شوی
  7. شمارهٔ ۲۹۳خوشا شراب محبت ز ساغر ازلی
  8. شمارهٔ ۲۹۴تو چون قربان نمی گردی کجا همکیش ما باشی
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.