پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۸۸

در باز جان گر آرزوی جان طلب کنی

بگذر ز سرا گر سرو سامان طلب کنی

در تنگنای کفر فرو مانده ئی هنوز

وانگه فضای عالم ایمان طلب کنی

زخمی نخوردی از چه کنی مرهم التماس

دردی نیافتی ز چه درمان طلب کنی

در مرتبت بپایه ی دربان نمی رسی

وین طرفه تر که ملک سلطان طلب کنی

خرمن بباد بر دهی از بهر گندمی

وینم عجب که روضه ی رضوان طلب کنی

یکشب بکنج کلبه ی احزان نکرده روز

از باد بوی یوسف کنعان طلب کنی

هر چوب کان ز دست شبانی در اوفتد

زان معجزات موسی عمران طلب کنی

آئی بدیر و روی بگردانی از حرم

و انفاس عیسی از دم رُهبان طلب کنی

همچون خضر ز تیرگی نفس در گذر

گر زانک آب چشمه ی حیوان طلب کنی

خواجو چو وصل یار پریچهره یافتی

دیوی مگر که ملک سلیمان طلب کنی

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۹۰خوشا وقتی که از بستانسرائی
  2. شمارهٔ ۲۹۱راه بی پایان عشقت را نیابم منزلی
  3. شمارهٔ ۲۹۲جان پرورم گهی که تو جانان من شوی
  4. شمارهٔ ۲۹۳خوشا شراب محبت ز ساغر ازلی
  5. شمارهٔ ۲۹۴تو چون قربان نمی گردی کجا همکیش ما باشی
  6. شمارهٔ ۲۹۵تشنه‌ام تا به کی آخر بده آبی ساقی
  7. شمارهٔ ۲۹۶زُر أرض دار سُعدی یا بارق الغوادی
  8. شمارهٔ ۲۹۷یا ملولاً عن سلامی أنت فی الدنیا مرا می
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.