پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۸۹

دوش برطرف چمن گلبانک می زد بلبلی

می فکند از ناله هر دم در گلستان غلغلی

کانک زیر گنبد نیلوفری دارد وطن

از گلندامی ندارد چاره و ما از گلی

محمل ما را درین وادی کجا باشد نزول

زانک در راه محبت کس نیابد منزلی

هیچ بادی بر نمی آید در این طوفان و موج

کافکند از کشتی ما تخته ئی بر ساحلی

منکر مستان نباشد هر که باشد هوشیار

زانک باشد بی جنون هر جا که باشد عاقلی

عالمی کو در خرابات فنا ساغر کشید

پیش ما فاضلتر از صد ساله زهد جاهلی

هیچ دل بر کشتگان ضربت عشقت نسوخت

زانک زلف دلکشت نگذاشت در عالم دلی

حاصلی در عشق ممکن نیست جز بی حاصلی

چون توان کردن چو ما را نیست زین به حاصلی

خیز خواجو چون ز زهد و توبه کارت مشکلست

باده پیش آور که بی می حل نگردد مشکلی

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۹۱راه بی پایان عشقت را نیابم منزلی
  2. شمارهٔ ۲۹۲جان پرورم گهی که تو جانان من شوی
  3. شمارهٔ ۲۹۳خوشا شراب محبت ز ساغر ازلی
  4. شمارهٔ ۲۹۴تو چون قربان نمی گردی کجا همکیش ما باشی
  5. شمارهٔ ۲۹۵تشنه‌ام تا به کی آخر بده آبی ساقی
  6. شمارهٔ ۲۹۶زُر أرض دار سُعدی یا بارق الغوادی
  7. شمارهٔ ۲۹۷یا ملولاً عن سلامی أنت فی الدنیا مرا می
  8. شمارهٔ ۲۹۸یا من الیک میلی قف ساعة قبیلی
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.