پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۸۶

باز، هرچند که در دستِ شَهان دارد جای

نیست در سایه‌اش آن یُمن، که در پَرِّ هُمای

هرکه زین گنبدِ گَردَنده، کناری نگرفت

چون مَهِ نو، به همه شهر، شد انگشت‌نمای

اِی که امروز، ممالک، به تو آراسته است

مُلک را، چون تو، به‌یاد است بَسی مُلک‌آرای

هر کَفی خاک، که بَر عرصه‌ی دشتی بینی

رخ ماهی بُوَد و فَرقِ شَهی عالی‌رآی

بِشُد و مُلکَتِ باقی به خدا بازگذاشت

آن‌که می‌گفت: «منم بر مَلِکان بارخدای!»

گَر تو خواهی که شَهان تاجِ سَرَت گردانند

کارِ درویش، چو خَلخال، مَیَفکَن در پای

تا مقیمانِ فَلَک، شادیِ رویِ تو، خورند

ای مِیِ مِهرِ جهان، هم‌چو قمر، سیر بَرآی

پنجه‌ی نفس، به بازوی ریاضت، بِشِکَن

گوی مقصود، به چوگانِ قناعت، بِرُبای

چنگ، ازآن‌روی نَوازَندَش و دَر بَر گیرند

که به هر بادِ هوایی، نخروشَد چون نای

بوی عود، از دَمِ جان‌پرورِ خواجو بِشِنُو

زآن‌که باشد نَفَسِ سوختگان، روح‌افزای

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۸۸در باز جان گر آرزوی جان طلب کنی
  2. شمارهٔ ۲۸۹دوش برطرف چمن گلبانک می زد بلبلی
  3. شمارهٔ ۲۹۰خوشا وقتی که از بستانسرائی
  4. شمارهٔ ۲۹۱راه بی پایان عشقت را نیابم منزلی
  5. شمارهٔ ۲۹۲جان پرورم گهی که تو جانان من شوی
  6. شمارهٔ ۲۹۳خوشا شراب محبت ز ساغر ازلی
  7. شمارهٔ ۲۹۴تو چون قربان نمی گردی کجا همکیش ما باشی
  8. شمارهٔ ۲۹۵تشنه‌ام تا به کی آخر بده آبی ساقی
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.