پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۸۳

زهی اشکم ز شوق لعل میگون تو عنّابی

مرا دریاب و آب چشم خون افشان که دُریابی

تو گوئی لعبت چشمم برون خواهد شد از خانه

که بر نیل و نمک پوشد قبای موج سیمابی

اگر عنّاب دفع خون کند از روی خاصیت

کنارم از چه رو گردد ز خون دیده عنّابی

ز شوق سیب سیمینت سرشکم بر رخ چون زر

بدان ماند که در آبان نشنید ژاله بر آبی

چرا هر لحظه چون طاوس در بوم دگر گردی

چرا هر روز چون خورشید بر بامی دگر تابی

ترا ای نرگس دلبر چو عین فتنه می بینم

چگونه فتنه بیدارست و چون بختم تو در خوابی

تو نیز ای ابر آب خویشتن ریزی اگر هردم

دم از گوهر زنی با چشم دُر بارم ز بی آبی

برو خواجو که تا هستی نباشی خالی از مستی

اگر پیوسته چون چشم بتان در طاق محرابی

بگردان جام و در چرخ آر سرمستان مهوش را

که جز بر خون هشیاران نگردد چرخ دولابی

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵ای نفس مشک بیز باد بهاری
  2. شمارهٔ ۲۸۶باز، هرچند که در دستِ شَهان دارد جای
  3. شمارهٔ ۲۸۷یاد باد آنک دلم را مدد جان بودی
  4. شمارهٔ ۲۸۸در باز جان گر آرزوی جان طلب کنی
  5. شمارهٔ ۲۸۹دوش برطرف چمن گلبانک می زد بلبلی
  6. شمارهٔ ۲۹۰خوشا وقتی که از بستانسرائی
  7. شمارهٔ ۲۹۱راه بی پایان عشقت را نیابم منزلی
  8. شمارهٔ ۲۹۲جان پرورم گهی که تو جانان من شوی
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.