پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۸۰

پرواز کن ای مرغ و بگلزار فرود آی

ور اهل دلی بر در دلدار فرود آی

ور می طلبی خون دل خسته ی فرهاد

چون کبک هوا گیر و بکهسار فرود آی

ای باد صبا بهر دل خسته ی یاران

یاری کن ودر بندگی یار فرود آی

در سایه ی ایوانش اگر راه نیابی

خورشید صفت بر در و دیوار فرود آی

ور پرتو خورشید رخش تاب نیاری

در سایه ی آن زلف سیه کار فرود آی

چون بر سر آبست ترا منزل مألوف

بر چشمه ی چشم من خونخوار فرود آی

از کفر سر زلف بتان گر خبرت هست

مؤمن شو و در حلقه ی کفّار فرود آی

از صومعه بیرون شو و از زاویه بگذر

وانگاه بیا بر در خمّار فرود آی

خواهی که رسانی بفلک رایت منصور

با سرّ اناالحق بسردار فرود آی

ای آنک طبیب دل پر حسرت مائی

از بهر خدا بر سر بیمار فرود آی

خواجو اگر از بهر دوای دل مجروح

دارو طلبی بر در عطار فرود آی

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲ای روضه ی رضوان ز سر کوی تو بابی
  2. شمارهٔ ۲۸۳زهی اشکم ز شوق لعل میگون تو عنّابی
  3. شمارهٔ ۲۸۴گل سوری دگر بجلوه گری
  4. شمارهٔ ۲۸۵ای نفس مشک بیز باد بهاری
  5. شمارهٔ ۲۸۶باز، هرچند که در دستِ شَهان دارد جای
  6. شمارهٔ ۲۸۷یاد باد آنک دلم را مدد جان بودی
  7. شمارهٔ ۲۸۸در باز جان گر آرزوی جان طلب کنی
  8. شمارهٔ ۲۸۹دوش برطرف چمن گلبانک می زد بلبلی
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.