پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۷۷

چه جرم رفت که رفتی و ترک ما کردی

به خوان ما خطی آوردی و خطا کردی

گرت کدورتی از دوستان مخلص بود

چرا برفتی و با دشمنان صفا کردی

کنون که قامت من در پس تو شد چو کمان

دل مرا هدف ناوک بلا کردی

به خشم رفتی و اشکت ز پی دوانیدم

چو رفت آب رخم عزم ما چرا کردی

چرا چو گیسوی مشکین خویشتن در تاب

شدی و پیرهن صبر من قبا کردی

ز دیده رفتی و از دل نمی روی بیرون

در آن خرابه ندانم چگونه جا کردی

گر چنانک ز چشمم شدی حکایت کن

کز آب چون بگذشتی مگر شنا کردی

چو پیش اسب تو دیدی که می نهادم رخ

به شه زخم زدی و بردی و دغا کردی

کدام وقت ز احوال ما بپرسیدی

کدام روز نگاهی به سوی ما کردی

طبیب درد دل خستگان توئی لیکن

که دیده است که رنج کسی دوا کردی

چو در طریق محبت قدم زدی خواجو

ز دست رفتی و سر در سر وفا کردی

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۷۹ای پیک عاشقان اگر از حالم آگهی
  2. شمارهٔ ۲۸۰پرواز کن ای مرغ و بگلزار فرود آی
  3. شمارهٔ ۲۸۱مهر سلمی ورزی و دعوی سلمانی کنی
  4. شمارهٔ ۲۸۲ای روضه ی رضوان ز سر کوی تو بابی
  5. شمارهٔ ۲۸۳زهی اشکم ز شوق لعل میگون تو عنّابی
  6. شمارهٔ ۲۸۴گل سوری دگر بجلوه گری
  7. شمارهٔ ۲۸۵ای نفس مشک بیز باد بهاری
  8. شمارهٔ ۲۸۶باز، هرچند که در دستِ شَهان دارد جای
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.