پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۷۶

آب رخ ما بری و باد شماری

خون دل ما خوری و باک نداری

دست نگارین بروی ما چه فشانی

ساعد سیمین بخون ما چه نگاری

دل بسر زلف دلکش تو سپردیم

گرچه تو با هیچ خسته دل نسپاری

اینهمه دلها بری ز دست ولیکن

خاطر دلداده ئی بدست نیاری

چند کنی خواریم چو جان عزیزی

شرط عزیزان نباشد اینهمه خواری

گرچه اسیر تو در شمار نیاید

هیچکسی را بهیچ کس نشماری

بر سر ره کشتگان تیغ جفا را

بگذری و در میان خون بگذاری

این نه طریق محبّتست و مودّت

وین نبود شرط دوستداری و یاری

دمبدم از فرقت تو دیده ی خواجو

سیل براند بسال ابر بهاری

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۷۸نه عهد کرده‌ای آخر که قصد ما نکنی
  2. شمارهٔ ۲۷۹ای پیک عاشقان اگر از حالم آگهی
  3. شمارهٔ ۲۸۰پرواز کن ای مرغ و بگلزار فرود آی
  4. شمارهٔ ۲۸۱مهر سلمی ورزی و دعوی سلمانی کنی
  5. شمارهٔ ۲۸۲ای روضه ی رضوان ز سر کوی تو بابی
  6. شمارهٔ ۲۸۳زهی اشکم ز شوق لعل میگون تو عنّابی
  7. شمارهٔ ۲۸۴گل سوری دگر بجلوه گری
  8. شمارهٔ ۲۸۵ای نفس مشک بیز باد بهاری
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.