پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۷۵

ای از حیای لعل لبت آب گشته می

خورشید پیش آتش روی تو کرده خوی

در مصر تا حکایت لعل تو گفته اند

در آتشست شکّر مصری بسان نی

شور تو در سر من شوریده تا بچند

داغ تو بر دل من دلخسته تا بکی

در آرزوی لعل تو بینم که هر نفس

جانم چو جام می بلب آید هزار پی

صحبتست و ما چو نرگس مست تو در خمار

قم واسقُنا المدامة بالصبح یا صبی

دلرا که همچو تیر برون شد ز شست ما

سوی کمان ابرویت آورده ایم پی

از ما گمان مبر که توانی شدن جدا

زانرو که آفتاب نگردد جدا ز فی

مجنون گرش بخیمه لیلی دهند راه

تا باشدش حیات نیاید برون ز حی

گل را چه غم ز زاری بلبل که در چمن

او را هزار عاشق زارست همچو وی

خواجو بوقت صبح قدح کش که آفتاب

مانند ذره رقص کند از نشاط می

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷چه جرم رفت که رفتی و ترک ما کردی
  2. شمارهٔ ۲۷۸نه عهد کرده‌ای آخر که قصد ما نکنی
  3. شمارهٔ ۲۷۹ای پیک عاشقان اگر از حالم آگهی
  4. شمارهٔ ۲۸۰پرواز کن ای مرغ و بگلزار فرود آی
  5. شمارهٔ ۲۸۱مهر سلمی ورزی و دعوی سلمانی کنی
  6. شمارهٔ ۲۸۲ای روضه ی رضوان ز سر کوی تو بابی
  7. شمارهٔ ۲۸۳زهی اشکم ز شوق لعل میگون تو عنّابی
  8. شمارهٔ ۲۸۴گل سوری دگر بجلوه گری
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.