پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۷۲

مستی ز چشم دلکش میگون یار جوی

وز جام باده کام دل بیقرار جوی

اکنون که بانگ بلبل مست از چمن بخاست

با دوستان نشین و می خوشگوار جوی

گر وصل یار سرو قدت دست می دهد

چون سرو خوش برآی و لب جویبار جوی

فصل بهار باده ی گلبوی لاله گون

در پای گل ز دست بتی گلعذار جوی

از باغ پرس قصّه بتخانه ی بهار

و انفاس عیسوی ز نسیم بهار جوی

ای دل مجوی نافه ی مشک ختا ولیک

در ناف شب دو سلسله ی مشکبار جوی

خود را ز نیستی چو کمر در میان مبین

یا از میان موی میانان کنار جوی

خواهی که در جهان بزنی کوس خسروی

در باز ملک کسری و مهرنگار جوی

بعد از هزار سال که خاکم شود غبار

بوی وفا ز خاک من خاکسار جوی

هر دم که بیتو بر لب سرچشمه بگذرم

گردد روان ز چشمه ی چشمم هزار جوی

خواجو اگر چنانک در این ره شود هلاک

خونش ز چشم جادوی خونخوار یار جوی

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۷۴سحر چون باد عیسی دم کند با روح دمسازی
  2. شمارهٔ ۲۷۵ای از حیای لعل لبت آب گشته می
  3. شمارهٔ ۲۷۶آب رخ ما بری و باد شماری
  4. شمارهٔ ۲۷۷چه جرم رفت که رفتی و ترک ما کردی
  5. شمارهٔ ۲۷۸نه عهد کرده‌ای آخر که قصد ما نکنی
  6. شمارهٔ ۲۷۹ای پیک عاشقان اگر از حالم آگهی
  7. شمارهٔ ۲۸۰پرواز کن ای مرغ و بگلزار فرود آی
  8. شمارهٔ ۲۸۱مهر سلمی ورزی و دعوی سلمانی کنی
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.