پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۶۹

دوش پیری یافتم در گوشه ی میخانه ئی

در کشیده از شراب نیستی پیمانه ئی

گفت در مستان لا یعقل بچشم عقل بین

ور خرد داری مکن انکار هر دیوانه ئی

گرچه ما بنیاد عمر از باده ویران کرده ایم

کی بود گنجی چو مادر کنج هر ویرانه ئی

روشنست این کانک از سودای او در آتشیم

شمع عشقش را کم افتد همچو ما پروانه ئی

دل بدلداری سپارد هر که صاحبدل بود

کانک جانی باشدش نشکیبد از جانانه ئی

آشنائی را بچشم خویش دیدن مشکلست

زانک او دیدار ننماید بهر بیگانه ئی

هر که داند کاندرین ره مقصد کلی یکیست

هر زمانی کعبه ئی برسازد از بتخانه ئی

دل منه بر ملک جم خواجو که شادروان عمر

یا بافسونی رود بر باد یا افسانه ئی

حیف باشد چون تو شهبازی که عالم صید تست

در چنین دامی شده نخجیر آب و دانه ئی

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۷۱ای دل اگر دیو نئی ملک سلیمان چکنی
  2. شمارهٔ ۲۷۲مستی ز چشم دلکش میگون یار جوی
  3. شمارهٔ ۲۷۳میا در قلب ای دل که بازی نیست جانبازی
  4. شمارهٔ ۲۷۴سحر چون باد عیسی دم کند با روح دمسازی
  5. شمارهٔ ۲۷۵ای از حیای لعل لبت آب گشته می
  6. شمارهٔ ۲۷۶آب رخ ما بری و باد شماری
  7. شمارهٔ ۲۷۷چه جرم رفت که رفتی و ترک ما کردی
  8. شمارهٔ ۲۷۸نه عهد کرده‌ای آخر که قصد ما نکنی
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.