پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۶۳

مه بی مهر من ز شعر سیاه

روی بنمود بامداد پگاه

کرده از شام بر سحر سایه

زده از مشک بر قمر خرگاه

دل من درگَو زنخدانش

همچو یوسف فتاده در بن چاه

آه کز دود دل نیارم کرد

پیش آئینه جمالش آه

بجز از عشق چون پناهی نیست

برم از عشق هم بعشق پناه

موی رویم سپید گشت و هنوز

می کشد خاطرم بزلف سیاه

شاخ وصل تو ای درخت امید

بس بلندست و دست من کوتاه

در شب هجر ناله ام همدم

در ره عشق سایه ام همراه

روز خواجو قیامتست که هست

بر دلش بار غم چو بار گناه

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۶۵آن ترک بلغاری نگر با چشم خونخوار آمده
  2. شمارهٔ ۲۶۶ای حبش برچین و چین در زنگبار انداخته
  3. شمارهٔ ۲۶۷از لب شیرین چون شکّر نبات آورده‌ای
  4. شمارهٔ ۲۶۸دیشب ای باد صبا گویی که جایی بوده‌ای
  5. شمارهٔ ۲۶۹دوش پیری یافتم در گوشه ی میخانه ئی
  6. شمارهٔ ۲۷۰ایکه گوئی کز چه رو سرگشته می گردی چو گوی
  7. شمارهٔ ۲۷۱ای دل اگر دیو نئی ملک سلیمان چکنی
  8. شمارهٔ ۲۷۲مستی ز چشم دلکش میگون یار جوی
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.