پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۶۵

آن ترک بلغاری نگر با چشم خونخوار آمده

خورشید قندزپوش او آشوب بلغار آمده

عید مسیحی روی او زنّار قیصر موی او

در حلقه ی گیسوی او صد دل گرفتار آمده

چشم آفت مستان شده رخ طیره ی بستان شده

شیراز ترکستان شده کان بت ز فرخار آمده

دلدار من جاندار من شمشاد خوش رفتار من

چون دیده دُر بار من لعلش گهربار آمده

در شب چراغ خاوری بر مه نقاب ششتری

وز مهر رویش مشتری با زهره در کار آمده

هرگز شنیدی درختن مشکین خطی چون یار من

یا سرو سیمین در چمن زینسان برفتار آمده

سنبل ز سر آویخته و زلاله مشک انگیخته

واب گلستان ریخته چون او بگلزار آمده

بر مهر پیچان عقربش وز مه معلق غبغبش

چون جام می نام لبش یاقوت جاندار آمده

شکر غلام پاسخش میمون جمال فرّخش

روز غریبان بی رخش همچون شب تار آمده

بر ماه چنبر دیده ئی در پسته شکر دیده ئی

وز شاخ عرعر دیده ئی سیب و سمن بار آمده

بنگر بشبگیر ای صبا خواجو چو مرغ خوش نوا

بر طرف بستان از هوا در ناله ی زار آمده

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷از لب شیرین چون شکّر نبات آورده‌ای
  2. شمارهٔ ۲۶۸دیشب ای باد صبا گویی که جایی بوده‌ای
  3. شمارهٔ ۲۶۹دوش پیری یافتم در گوشه ی میخانه ئی
  4. شمارهٔ ۲۷۰ایکه گوئی کز چه رو سرگشته می گردی چو گوی
  5. شمارهٔ ۲۷۱ای دل اگر دیو نئی ملک سلیمان چکنی
  6. شمارهٔ ۲۷۲مستی ز چشم دلکش میگون یار جوی
  7. شمارهٔ ۲۷۳میا در قلب ای دل که بازی نیست جانبازی
  8. شمارهٔ ۲۷۴سحر چون باد عیسی دم کند با روح دمسازی
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.