پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۵۸

ای دلم جان و جهان در راه جانان باخته

نرد درد عشق بر امید درمان باخته

دین و دنیا داده در عشق پریرویان بباد

وزسر دیوانگی ملک سلیمان باخته

بر در دیر مغان از کفر و دین رخ تافته

واستین افشانده بر اسلام و ایمان باخته

پشت پائی چون خضر بر ملک اسکندر زده

وز دو عالم شسته دست و آب حیوان باخته

با دل پر آتش و سوز جگر پروانه وار

خویش را در پای شمع می پرستان باخته

بسته زنار از سر زلف بتان وز بیخودی

سر نهاده بر در خمار و سامان باخته

کان و دریا را زچشم درفشان انداخته

وز هوای لعل جانان جوهر جان باخته

من چیم گردی زخاک کوی دلبر خاسته

من کیم رندی روان در پای جانان باخته

بینوایان بین برین در گنج قارون ریخته

تنگدستان بین درین ره خانه ی خان باخته

پاکبازی همچو خواجو دیده ی گردون ندید

بر سر کوی گدائی ملک سلطان باخته

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۶۰ای سنبل تازه دسته بسته
  2. شمارهٔ ۲۶۱پری رخا منه از دست یکزمان شیشه
  3. شمارهٔ ۲۶۲تخت خیری بین دگر بر تخته ی خارا زده
  4. شمارهٔ ۲۶۳مه بی مهر من ز شعر سیاه
  5. شمارهٔ ۲۶۴چون سنبلت که دید سیاهی سرآمده
  6. شمارهٔ ۲۶۵آن ترک بلغاری نگر با چشم خونخوار آمده
  7. شمارهٔ ۲۶۶ای حبش برچین و چین در زنگبار انداخته
  8. شمارهٔ ۲۶۷از لب شیرین چون شکّر نبات آورده‌ای
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.