پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۶۱

پری رخا منه از دست یکزمان شیشه

قرابه پر کن و در گردش آر آن شیشه

کنونکه پرده سرا زهره است و ساقی ماه

شراب چشمه خورشید و آسمان شیشه

خوشا میان گلستان و جام می برکف

کنار پر گل و نسرین و در میان شیشه

مرا چو شیشه ی می دستگیر خواهد بود

بده بدست من ای ماه دلستان شیشه

روان خسته ام از آتش خمّار بسوخت

بیار و پر کن از آن آتش روان شیشه

شدم سبکدل و گردد ز تیزی و گرمی

برین سبک دل دیوان سرگران شیشه

بیا که این دل مجروح ممتحن زده است

بیاد لعل تو بر سنگ امتحان شیشه

دل شکسته برم تحفه پیش چشم خوشت

اگرچه کس نبرد پیش ناتوان شیشه

ز شوق آن لب چون ناردان کنم هر دم

ز خون دیده پر از آب ناردان شیشه

براستان که بسی خستگان نازک دل

شکسته اند برین خاک آستان شیشه

لب تو آب شد و جان بیدلان آتش

غم تو کوه دل تنگ عاشقان شیشه

مطّیه سست و همه راه سنگ و صاعقه سخت

کریوه برگذر و بار کاروان شیشه

ترا که شیشه ی می داد و می دهد خواجو

برو بمجلس مستان و میستان شیشه

چو شیشه گر لبت از تاب سینه جوشیدست

مدار بی لب جوشیده یکزمان شیشه

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۶۳مه بی مهر من ز شعر سیاه
  2. شمارهٔ ۲۶۴چون سنبلت که دید سیاهی سرآمده
  3. شمارهٔ ۲۶۵آن ترک بلغاری نگر با چشم خونخوار آمده
  4. شمارهٔ ۲۶۶ای حبش برچین و چین در زنگبار انداخته
  5. شمارهٔ ۲۶۷از لب شیرین چون شکّر نبات آورده‌ای
  6. شمارهٔ ۲۶۸دیشب ای باد صبا گویی که جایی بوده‌ای
  7. شمارهٔ ۲۶۹دوش پیری یافتم در گوشه ی میخانه ئی
  8. شمارهٔ ۲۷۰ایکه گوئی کز چه رو سرگشته می گردی چو گوی
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.