پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۶۰

ای سنبل تازه دسته بسته

وافکنده بر آب دسته دسته

خط تو بنفشه ئی نباتی

قدّ تو صنوبری خجسته

آن هندوی پر دل تو در چین

بس قلب دلاوران شکسته

در دیده ی من خیال قدّت

چون سرو ز طرف چشمه رسته

پیش دهن شکر فشانت

بی مغز بود حدیث پسته

چون زلف تو در کشاکش افتاد

شد رشته ی جان ما گسسته

دریاب که بازکی دهد دست

صیدی که بود ز قید جسته

برخیز و چراغ صبگاهی

زاه سحرم نگر نشسته

خواجو دل خسته را بزنجیر

در جعد مسلسل تو بسته

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۶۲تخت خیری بین دگر بر تخته ی خارا زده
  2. شمارهٔ ۲۶۳مه بی مهر من ز شعر سیاه
  3. شمارهٔ ۲۶۴چون سنبلت که دید سیاهی سرآمده
  4. شمارهٔ ۲۶۵آن ترک بلغاری نگر با چشم خونخوار آمده
  5. شمارهٔ ۲۶۶ای حبش برچین و چین در زنگبار انداخته
  6. شمارهٔ ۲۶۷از لب شیرین چون شکّر نبات آورده‌ای
  7. شمارهٔ ۲۶۸دیشب ای باد صبا گویی که جایی بوده‌ای
  8. شمارهٔ ۲۶۹دوش پیری یافتم در گوشه ی میخانه ئی
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.