پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۵۷

ای پسر دامن اهل قدم از دست مده

ورت از دست برآید کرم از دست مده

چون کسی نیست که با او نفسی بتوان بود

برو و همدم خود باش و دم از دست مده

در فنا محو شو و گنج بقا حاصل کن

بگذر از ملک وجود و عدم از دست مده

شادی وصل اگرت دست نخواهد دادن

هجر را باش و سر کوی غم از دست مده

اگر از توبه و سالوس ندامت داری

با ندیمان بسر آر و ندم از دست مده

خرقه از پیر مغان گیر و گرت دست دهد

کنج بتخانه و روی صنم از دست مده

چون یقینی که همه ملکت جم بر بادست

پشت پائی بزن و جام جم از دست مده

یار اگر طالب درد تو بود درمان چیست

از دوا روی بتاب و الم از دست مده

گرچه آن خسرو خوبان ندهد داد کسی

خاک بر سر کن و پای علم از دست مده

وگر از پای فتادی و نشد کارت راست

آن سر زلف پر از پیچ و خم از دست مده

چون شدی معتکف کعبه قربت خواجو

در طواف آی و حریم حرم از دست مده

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹ترک من هر لحظه گیرد با من از سر خرخشه
  2. شمارهٔ ۲۶۰ای سنبل تازه دسته بسته
  3. شمارهٔ ۲۶۱پری رخا منه از دست یکزمان شیشه
  4. شمارهٔ ۲۶۲تخت خیری بین دگر بر تخته ی خارا زده
  5. شمارهٔ ۲۶۳مه بی مهر من ز شعر سیاه
  6. شمارهٔ ۲۶۴چون سنبلت که دید سیاهی سرآمده
  7. شمارهٔ ۲۶۵آن ترک بلغاری نگر با چشم خونخوار آمده
  8. شمارهٔ ۲۶۶ای حبش برچین و چین در زنگبار انداخته
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.