پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۵۶

خسرو گل بین دگر ملک سکندر یافته

باز بلبل باغ را طاوس پیکر یافته

طائر میمون مینای فلک یعنی ملک

دشت را از روضه ی فردوس خوشتر یافته

می پرستان قدح کش نرگس سرمست را

تبشی و منغر بدست از نقره و زر یافته

عالم خاکی نسیم باد عنبر بیز را

همچو انفاس مسیحا روح پرور یافته

خضر خضراپوش علوی آنک خوانندش سپهر

از شقایق فرش غبرا را معصفر یافته

غنچه کو را اهل دل ضحاک ثانی می نهند

چون فریدون افسر جمشید بر سر یافته

آسمانی گشته فرش خاک و طرف گلشنش

مرغ را رامین و گل را ویس دلبر یافته

مؤبد زرد گلستان آنک خیری نام اوست

از شکوفه آسمانی پر زاختر یافته

در چمن هر کو چو من سر مست و حیران آمده

جام زرین بر کف سیمین عبهر یافته

وانک چون خواجو دل و دین داده از مستی بباد

باده ی جانبخش را با جان برابر یافته

می کشان صحن بستانرا زبس برگ و نوا

همچو بزم شاه جم جام مظفر یافته

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸ای دلم جان و جهان در راه جانان باخته
  2. شمارهٔ ۲۵۹ترک من هر لحظه گیرد با من از سر خرخشه
  3. شمارهٔ ۲۶۰ای سنبل تازه دسته بسته
  4. شمارهٔ ۲۶۱پری رخا منه از دست یکزمان شیشه
  5. شمارهٔ ۲۶۲تخت خیری بین دگر بر تخته ی خارا زده
  6. شمارهٔ ۲۶۳مه بی مهر من ز شعر سیاه
  7. شمارهٔ ۲۶۴چون سنبلت که دید سیاهی سرآمده
  8. شمارهٔ ۲۶۵آن ترک بلغاری نگر با چشم خونخوار آمده
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.