پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۵۲

ای شب قدر بیدلان طره ی دلربای تو

مطلع صبح صادقان طلعت دلگشای تو

جان من شکسته بین وین دل ریش آتشین

ساخته با جفای تو سوخته در وفای تو

خاک در سرای تو آب زنم بدیدگان

تا گل قالبم شود خاک در سرای تو

گرچه بجای من ترا هست هزار معتقد

در دو جهان مرا کنون نیست کسی بجای تو

میفتم و نمیفتد در کف من عنان تو

می روم و نمی رود از سر من هوای تو

چون بهوای کوی تو عمر بباد داده ام

خاک ره تو می کنم سرمه بخاکپای تو

در رخم ار نظر کنی ور بسرم گذر کنی

جان بدهم بروی تو سر بنهم برای تو

روضه ی خلد اگر چه دل بهر لقا طلب کند

روضه ی خلد بیدلان نیست بجز لقای تو

گرچه سزای خدمتت بندگئی نکرده ام

چیست گنه که می کشم این همه ناسزای تو

خواجو اگر چه عشق را صبر بود دو او بس

دردی دردکش که هم درد شود دوای تو

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۵۴ایکه چو موی شد تنم در هوس میان تو
  2. شمارهٔ ۲۵۵آن عید نیکوان بدر آمد بعید گاه
  3. شمارهٔ ۲۵۶خسرو گل بین دگر ملک سکندر یافته
  4. شمارهٔ ۲۵۷ای پسر دامن اهل قدم از دست مده
  5. شمارهٔ ۲۵۸ای دلم جان و جهان در راه جانان باخته
  6. شمارهٔ ۲۵۹ترک من هر لحظه گیرد با من از سر خرخشه
  7. شمارهٔ ۲۶۰ای سنبل تازه دسته بسته
  8. شمارهٔ ۲۶۱پری رخا منه از دست یکزمان شیشه
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.