پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۴۷

ای صبا حال جگر گوشه ی ما چیست بگو

در دل آن مه خورشید لقا چیست بگو

صبر چون در مرض خسته دلان نافع نیست

درد ما را بجز از صبر دوا چیست بگو

اگر از مصر بدین جانبت افتاد گذار

خبر یوسف گمگشته ی ما چیست بگو

هرگز از صدرنشینان سلاطین با تو

هیچکس گفت که احوال گدا چیست بگو

از برای دلم ای هدهد میمون آخر

عزم بلقیس چه و حال سبا چیست بگو

گر نه آنست کزو مشک ختا می خیزد

چین گیسوی تو ای ترک ختا چیست بگو

آخر ای ماه پریچهره اگر نیست هلال

آن خم ابروی انگشت نما چیست بگو

بجز از آنک برم مهر و وفای تو بخاک

بر من ای دلبر بی مهر و وفا چیست بگو

قصد خواجو چه نمائی و نترسی زخدا

جرم این خسته دل از بهر خدا چیست بگو

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۴۹برو ای باد بدان سوی که من دانم و تو
  2. شمارهٔ ۲۵۰ای چراغ دیده ی جان روی تو
  3. شمارهٔ ۲۵۱نفحه ی گلشن عشق از نفس ما بشنو
  4. شمارهٔ ۲۵۲ای شب قدر بیدلان طره ی دلربای تو
  5. شمارهٔ ۲۵۳بآفتاب جهانتاب سایه پرور تو
  6. شمارهٔ ۲۵۴ایکه چو موی شد تنم در هوس میان تو
  7. شمارهٔ ۲۵۵آن عید نیکوان بدر آمد بعید گاه
  8. شمارهٔ ۲۵۶خسرو گل بین دگر ملک سکندر یافته
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.