پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۴۵

وقت صبوح شد بشبستان شتاب کن

برگ صبوح ساز و قدح پر شراب کن

خورشید را ز برج صراحی طلوع ده

وانگه ز ماه نو طلب آفتاب کن

خاتون بکر مهوش آتش لباس را

از ابر آبگون زجاجی نقاب کن

آن آتش مذاب در آب فسرده ریز

و آن بسد گداخته در سیم ناب کن

لب را بلعل حل شده رنگ عقیق بخش

کف را بخون دیده ی ساغر خضاب کن

بهر صبوحیان سحر خیز شب نشین

از آتش جگر دل بریان کباب کن

شمع از جمال ماه پریچهر برفروز

قند از عقیق یار شکر لب در آب کن

ای رود پرده ساز که راه دلم زنی

بردار پرده از رخ و ساز رباب کن

خواجو ترا که گفت که در فصل نوبهار

از طرف باغ و باده ی ناب اجتناب کن

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۴۷ای صبا حال جگر گوشه ی ما چیست بگو
  2. شمارهٔ ۲۴۸که بر ز سرو روان تو خورد راست بگو
  3. شمارهٔ ۲۴۹برو ای باد بدان سوی که من دانم و تو
  4. شمارهٔ ۲۵۰ای چراغ دیده ی جان روی تو
  5. شمارهٔ ۲۵۱نفحه ی گلشن عشق از نفس ما بشنو
  6. شمارهٔ ۲۵۲ای شب قدر بیدلان طره ی دلربای تو
  7. شمارهٔ ۲۵۳بآفتاب جهانتاب سایه پرور تو
  8. شمارهٔ ۲۵۴ایکه چو موی شد تنم در هوس میان تو
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.