پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۴۲

هر که شد با ساکنان عالم علوی قرین

گو بیا در عالم جان جان عالم را ببین

ایکه در کوی محبت دامن‌افشان می‌روی

آستین بر آسمان افشان و دامن بر زمین

چنگ در زنجیر گیسوی نگاری زن که هست

چینِ زلفش فارغ از تاب و خمِ ابرو ز چین

رَخت هستی از سر مستی بنه بر آستان

دست مستی از سر هستی مکش در آستین

بگذر از اندوه و شادی وز دو عالم غم مدار

یا چو شادی دلنشان شو یا چو اندُه دلنشین

می‌کِشد ابروی ترکان بر شهِ خاور کمان

می‌کند زلفِ بتان بر قلبِ جانبازان کمین

کافرم گر دین‌پرستی در حقیقت کفر نیست

کانک مومن باشد ایمانش کجا باشد به دین

گر کُشند از راه کینش ور کِشند از راه مهر

مهربان از مهر فارغ باشد و ایمن ز کین

حور و جنت بهر دینداران بود خواجو ولیک

جنتِ ما کوی خمارست و شاهد حور عین

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۴۴بوقت صبح ندانم چه شد که مرغ چمن
  2. شمارهٔ ۲۴۵وقت صبوح شد بشبستان شتاب کن
  3. شمارهٔ ۲۴۶ای چشم تو چشم بند مستان
  4. شمارهٔ ۲۴۷ای صبا حال جگر گوشه ی ما چیست بگو
  5. شمارهٔ ۲۴۸که بر ز سرو روان تو خورد راست بگو
  6. شمارهٔ ۲۴۹برو ای باد بدان سوی که من دانم و تو
  7. شمارهٔ ۲۵۰ای چراغ دیده ی جان روی تو
  8. شمارهٔ ۲۵۱نفحه ی گلشن عشق از نفس ما بشنو
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.