پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۳۴

خیز و در بحر عدم غوطه خور و ما را بین

چشم موج افکن ما بنگر و دریا را بین

اگر از عالم معنی خبری یافته ئی

بر گشا دیده و آن صورت زیبا را بین

چه زنی تیغ ملامت من جان افشانرا

عیب وامق مکن و طالعت عذرا را بین

حلقه ی زلف چو زنجیر پریرویان گیر

زیر هر موی دلی واله و شیدا را بین

باغبان گر ز فغان منع کند بلبل را

گو نظر باز کن و لاله حمرا را بین

ای سراپرده بدستان زده بر ملک فنا

علم از قاف بقا برکش و عنقا را بین

گر بدل قائل آن سرو سهی بالائی

سر بر آر از فلک و عالم بالا را بین

چون درین دیر مصوّر شده ئی نقش پرست

شکل رُهبان چکنی نقش مسیحا را بین

دفتر شعر چه بینی دل خواجو بنگر

سخن سحر چه گوئی ید بیضا را بین

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۳۶ترا که گفت که قصد دل شکسته ی ما کن
  2. شمارهٔ ۲۳۷نسیم صبح کز بویش مشام جان شود مشکین
  3. شمارهٔ ۲۳۸ای صبا احوال دل با آن صنم تقریر کن
  4. شمارهٔ ۲۳۹بمن رسید نوید وصال دلداران
  5. شمارهٔ ۲۴۰هر کس که برگرفت دل از جان چنانک من
  6. شمارهٔ ۲۴۱سخن عشق نشاید بر هر کس گفتن
  7. شمارهٔ ۲۴۲هر که شد با ساکنان عالم علوی قرین
  8. شمارهٔ ۲۴۳بسی خون جگر دارد سر زلف تو در گردن
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.