پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۲۶

حَنّ فی روض الهوی قلبی کما ناح الحِمام

قُم بتغرید الحَمایم و اسقِنی کاس المُدام

خون دل تا چند نوشم باده ی نوشین بیار

تا بشویم جامه ی جانرا بآب چشم جام

باحَ دمعی فی الفیافی و استشبت لوعتی

خیز و آبی بر دل پر آتشم ریز ای غلام

از فروع شمع رخسارم منور کن روان

وز نسیم گلشن وصلم معطر کن مشام

فی ضُلوعی تو قدالنّیران من شّجرِ النوی

فی عیونی تو جد الطّوفان من ماء الغَرام

چون برون از باده ی یا قوت فامم قوت نیست

قوت جانم ده ز جام باده ی یاقوت فام

صبحدم دلرا براح روح پرور زنده دار

کان زمان از عالم جان می رسد دلرا پیام

هان فی فرط الاسی مُذنبت فی قلبی الاسی

غاب فی طول العِنا اِذغیب عن عینی المنام

چون شما را هست دلبر در برو دل برقرار

لا تلوموا فی التصابی قلب صَلبِ مُستهام

گفتم از لعل لب جانان بر آرم کام جان

ضاع فی روم المنی عمری و ما مکث المرام

هر که گردد همچو خواجو کشته ی شمشیر عشق

روضه ی فردوس رضوانش فرستد و السلام

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸تحیتی چو هوای ریاض خلد برین
  2. شمارهٔ ۲۲۹تا چند دم از گل زنی ای باد بهاران
  3. شمارهٔ ۲۳۰ای باد سحرگاهی زینجا گذری کن
  4. شمارهٔ ۲۳۱خوشا صبح و صبوحی با هُمالان
  5. شمارهٔ ۲۳۲دوش چون از لعل میگون تو می گفتم سخن
  6. شمارهٔ ۲۳۳امشب ای یار قصد خواب مکن
  7. شمارهٔ ۲۳۴خیز و در بحر عدم غوطه خور و ما را بین
  8. شمارهٔ ۲۳۵چه خوشست باده خوردن به صبوح در گلستان
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.