پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۳۱

خوشا صبح و صبوحی با هُمالان

نظر بر طلعت فرخنده فالان

خداوندا بده صبری جمیلم

که می‌نشکیبم از صاحب جمالان

خیالست این که برگردم ز خوبان

چو درویش از در دریا نوالان

دلم چون گیسوی او بر کمر دید

چو وحشی شد شکار کوه مالان

گهی کز کازرون رحلت گزینم

بنالد از فغانم کوه نالان

غریبان را چرا باید که بینند

به چشم منقصت صاحب کمالان

خطا باشد که چشم ترکتازت

دل مردم کند یکباره تالان

مگر زلف تو زان آشفته حالست

که در تابند ازو آشفته حالان

چنان مرغ دلم در قیدت افتاد

که کبکان دری در چنگ دالان

عقاب تیز پر کی باز گردد

به هر بازی ز صید خسته بالان

غزل خواجو بگوید بر غزاله

مگر بر آهوی چشم غزالان

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۳۳امشب ای یار قصد خواب مکن
  2. شمارهٔ ۲۳۴خیز و در بحر عدم غوطه خور و ما را بین
  3. شمارهٔ ۲۳۵چه خوشست باده خوردن به صبوح در گلستان
  4. شمارهٔ ۲۳۶ترا که گفت که قصد دل شکسته ی ما کن
  5. شمارهٔ ۲۳۷نسیم صبح کز بویش مشام جان شود مشکین
  6. شمارهٔ ۲۳۸ای صبا احوال دل با آن صنم تقریر کن
  7. شمارهٔ ۲۳۹بمن رسید نوید وصال دلداران
  8. شمارهٔ ۲۴۰هر کس که برگرفت دل از جان چنانک من
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.