پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۲۰

آنک لعلش عین آب زندگانی یافتیم

در رهش مردن حیات جاودانی یافتیم

راستی را پیش آن قد سهی سرو روان

نارون را در مقام ناروانی یافتیم

کار ما بی آتش دل در نگیرد زانک ما

زندگی مانند شمع از جان فشانی یافتیم

گرچه رنگ عاشقان از غم شود چون زعفران

ما همه شادی ز رنگ زعفرانی یافتیم

خسروان گر سروری در پادشاهی می کنند

ما سریر خسروی در پاسبانی یافتیم

اهل معنی از چه رو انکار صورت کرده اند

زانک صورت را همه گنج معانی یافتیم

ما اگر پیرانه سر در بندگی افتاده ایم

همچون سرو آزادگی در نوجوانی یافتیم

جامه ی صوفی بگیر و جام صافی ده که ما

دوستکامی را ز جام دوستکانی یافتیم

رفتن دیر مغان خواجو بهنگام صبح

از غوانی و شراب ارغوان یافتیم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲ای لاله برگ خوش نظرت گلستان چشم
  2. شمارهٔ ۲۲۳بگذائی بسر کوی شما آمده ایم
  3. شمارهٔ ۲۲۴خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم
  4. شمارهٔ ۲۲۵نسیم زلف تو از نوبهار می شنوم
  5. شمارهٔ ۲۲۶حَنّ فی روض الهوی قلبی کما ناح الحِمام
  6. شمارهٔ ۲۲۷کیست که گوید ببارگاه سلاطین
  7. شمارهٔ ۲۲۸تحیتی چو هوای ریاض خلد برین
  8. شمارهٔ ۲۲۹تا چند دم از گل زنی ای باد بهاران
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.