پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۱۵

خیز تا باده در پیاله کنیم

گل روی قدح چو لاله کنیم

بی می جانفزای و نغمه چنگ

تا بکی خون خوریم و ناله کنیم

هر دم از دیده ی قدح پیمای

باده ی لعل در پیاله کنیم

شاد خوران چو مجلس آرایند

دفع غم را بمی حواله کنیم

با گل و لاله همچو بلبل مست

وصف آن عنبرین کلاله کنیم

وز شگرفان چارده ساله

دعوی عمر شصت ساله کنیم

چون بخوان وصال دست بریم

دو جهان را بیک نواله کنیم

وز بخار شراب آتش فام

ورق چهره پر ز ژاله کنیم

همچو خواجو بنام میخواران

مرغ دل را بخون قباله کنیم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۱۷مدتی شد که درین شهر گرفتار توایم
  2. شمارهٔ ۲۱۸گر نگویم دوستی از دوستانت بوده ام
  3. شمارهٔ ۲۱۹ما دلی ایثار او کردیم و جانی یافتیم
  4. شمارهٔ ۲۲۰آنک لعلش عین آب زندگانی یافتیم
  5. شمارهٔ ۲۲۱بیا که هندوی گیسوی دلستان تو باشم
  6. شمارهٔ ۲۲۲ای لاله برگ خوش نظرت گلستان چشم
  7. شمارهٔ ۲۲۳بگذائی بسر کوی شما آمده ایم
  8. شمارهٔ ۲۲۴خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.