پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی

شوقیات

۲۹۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ خدا را از سر زاری بگوئید
  2. شمارهٔ ۱۲۲ چو شام شد بشبستان شتاب باید کرد
  3. شمارهٔ ۱۲۳ طره های تو کمند افکن طرارانند
  4. شمارهٔ ۱۲۴ بدان ورق که صبا در کف شکوفه نهاد
  5. شمارهٔ ۱۲۵ خنک آن باد که بر خاک خراسان گذرد
  6. شمارهٔ ۱۲۶ دیشب همه شب منزل من کوی مغان بود
  7. شمارهٔ ۱۲۷ ای که از شرمت خوی از رخساره ی خور می چکد
  8. شمارهٔ ۱۲۸ جان برافشان اگرت صحبت جانان باید
  9. شمارهٔ ۱۲۹ ترک تیرانداز من کز پیش لشکر می رود
  10. شمارهٔ ۱۳۰ دوشم وطن بجز در دیر مغان نبود
  11. شمارهٔ ۱۳۱ چو عکس روی تو در ساغر شراب افتاد
  12. شمارهٔ ۱۳۲ ساقیان چون دم از شراب زنند
  13. شمارهٔ ۱۳۳ چون مرا دیده بر آن آتش رخسار افتد
  14. شمارهٔ ۱۳۴ بسالی کی چنان ماهی برآید
  15. شمارهٔ ۱۳۵ مهی چون او بماهی برنیاید
  16. شمارهٔ ۱۳۶ بنشین تا نفسی آتش ما بنشیند
  17. شمارهٔ ۱۳۷ زنده اند آنها که پیش چشم خوبان مرده اند
  18. شمارهٔ ۱۳۸ دلبرم را پرّ طوطی بر شکر خواهد فتاد
  19. شمارهٔ ۱۳۹ ترک من ترک من گرفت و خطا کرد
  20. شمارهٔ ۱۴۰ آن رفت که میل دل من سوی شما بود
  21. شمارهٔ ۱۴۱ مشنو که چراغ دل من روی تو نبود
  22. شمارهٔ ۱۴۲ هر که او را قدمی هست ز سر نندیشد
  23. شمارهٔ ۱۴۳ درد من دلخسته بدرمان که رساند
  24. شمارهٔ ۱۴۴ هر نسخه که در وصف خط یار نویسند
  25. شمارهٔ ۱۴۵ مرا ز مهر رخت کی ملال خواهد بود
  26. شمارهٔ ۱۴۶ خطی که بر سمن آن گلعذار بنویسد
  27. شمارهٔ ۱۴۷ مستم ز در خانهٔ خمار برآرید
  28. شمارهٔ ۱۴۸ بهار دهر بباد خزان نمی ارزد
  29. شمارهٔ ۱۴۹ مسیح وقتی ازین خسته دم دریغ مدار
  30. شمارهٔ ۱۵۰ معلوم نگردد سخن عشق بتقریر
  31. شمارهٔ ۱۵۱ برگیر دل ز ملک جهان و جهان بگیر
  32. شمارهٔ ۱۵۲ بجز نسیم که یابد نصیبی از گلزار
  33. شمارهٔ ۱۵۳ پندم بچه عقل می دهد پیر
  34. شمارهٔ ۱۵۴ ترک عالم گیر و عالم را مسخر کرده گیر
  35. شمارهٔ ۱۵۵ برو ای خواجه و شه را بگدا باز گذار
  36. شمارهٔ ۱۵۶ ای پیر مغان شربتم از دُرد مغان آر
  37. شمارهٔ ۱۵۷ ای دل ار سودای جانان داری از جان درگذر
  38. شمارهٔ ۱۵۸ فتاده‌ام من دیوانه در غم تو اسیر
  39. شمارهٔ ۱۵۹ قلم گرفتم و می خواستم که بر طومار
  40. شمارهٔ ۱۶۰ آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر
  41. شمارهٔ ۱۶۱ زهی طناب سراپردهٔ تو گیسوی حور
  42. شمارهٔ ۱۶۲ کار من شکسته بسامان رسید باز
  43. شمارهٔ ۱۶۳ برگ نسرین تو را بی‌خار می‌یابم هنوز
  44. شمارهٔ ۱۶۴ چون کوتهست دستم از آن گیسوی دراز
  45. شمارهٔ ۱۶۵ بستیم دل در آن سر زلف دراز باز
  46. شمارهٔ ۱۶۶ کجا بود من مدهوش را حضور نماز
  47. شمارهٔ ۱۶۷ نه مرا بر سر کوی تو بجز سایه جلیس
  48. شمارهٔ ۱۶۸ ای مرغ خوش‌نوا چه فرو بسته‌ای نفس
  49. شمارهٔ ۱۶۹ رخت شمع شبستان می نهندش
  50. شمارهٔ ۱۷۰ آه از آن یار که نبود خبر از یارانش
  51. شمارهٔ ۱۷۱ رقم ز غالیه بر طرف لاله زار مکش
  52. شمارهٔ ۱۷۲ ای دل مکن انکار و از این کار میندیش
  53. شمارهٔ ۱۷۳ پرده ی از رخ بفکن ای خود پرده ی رخسار خویش
  54. شمارهٔ ۱۷۴ بشهریار بگوئید حال این درویش
  55. شمارهٔ ۱۷۵ به سوز سینه رسند اهل دل به ذوق سماع
  56. شمارهٔ ۱۷۶ بیار باده که وقت گلست و موسم باغ
  57. شمارهٔ ۱۷۷ چون آتش خور شعله زد از شیشه ی شفاف
  58. شمارهٔ ۱۷۸ شمیم باغ بهشتست یا نسیم عراق
  59. شمارهٔ ۱۷۹ ای سرو خرامنده ی بستان حقایق
  60. شمارهٔ ۱۸۰ ای کرده تیره شب را بر آفتاب منزل

متن اشعار به نقل از گنجور.