پرش به محتوای اصلی
خاقانی

خاقانی

غزلیات

۴۰۱ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱ دل رفت و می‌ندانم، حالش که خود کجا شد
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲ لعلت اندر سخن شکر خاید
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳ دل از آن راحت جان نشکیبد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴ لب جانان دوای جان بخشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵ اول از خود بری توانم شد
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶ دل عاشق به جان فرو ناید
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷ دل از آن دلستان به کس نرسد
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸ عشق تو دست از میان کار برآورد
  9. غزل شمارهٔ ۱۲۹ ازین ده‌رنگ‌تر یاری نپندارم که دارد کس
  10. غزل شمارهٔ ۱۳۰ می وقت صبوح راوقی باید
  11. غزل شمارهٔ ۱۳۱ تو را نازی است اندر سر که عالم برنمی‌تابد
  12. غزل شمارهٔ ۱۳۲ چه روح‌افزا و راحت‌باری ای باد
  13. غزل شمارهٔ ۱۳۳ چشم دارم که مرا از تو پیامی برسد
  14. غزل شمارهٔ ۱۳۴ باغ جان را صبوحی آب دهید
  15. غزل شمارهٔ ۱۳۵ دل نام تو بر نگین نویسد
  16. غزل شمارهٔ ۱۳۶ فراقت ز خون‌ریز من درنماند
  17. غزل شمارهٔ ۱۳۷ آتش عشق تو دید صبرم و سیماب شد
  18. غزل شمارهٔ ۱۳۸ دل بستهٔ زلف تو شد از من چه نویسد
  19. غزل شمارهٔ ۱۳۹ آتش عیاره‌ای آب عیارم ببرد
  20. غزل شمارهٔ ۱۴۰ خاکی دلم به گرد وصالش کجا رسد
  21. غزل شمارهٔ ۱۴۱ اندرآ ای جان که در پای تو جان خواهم فشاند
  22. غزل شمارهٔ ۱۴۲ سخن با او به مویی درنگیرد
  23. غزل شمارهٔ ۱۴۳ دلم آخر به وصالش برسد
  24. غزل شمارهٔ ۱۴۴ سر زلفت چو در جولان می‌آید
  25. غزل شمارهٔ ۱۴۵ دل دادم و کار برنیامد
  26. غزل شمارهٔ ۱۴۶ مرا غم تو به خَمّارخانه باز آورد
  27. غزل شمارهٔ ۱۴۷ مکن، کز چشم من بر خاک، سیلِ آتشین خیزد
  28. غزل شمارهٔ ۱۴۸ بر دل، غمِ فراقت آسان چگونه باشد
  29. غزل شمارهٔ ۱۴۹ شور عشق تو در جهان افتاد
  30. غزل شمارهٔ ۱۵۰ عقل ز دست غمت دست به سر می‌رود
  31. غزل شمارهٔ ۱۵۱ روی تو را در رکاب شمس و قمر می‌رود
  32. غزل شمارهٔ ۱۵۲ دل سکهٔ عشق می‌نگردانَد
  33. غزل شمارهٔ ۱۵۳ تا مرا عشق یار غار افتاد
  34. غزل شمارهٔ ۱۵۴ دلبر آن به که کسش نشناسد
  35. غزل شمارهٔ ۱۵۵ حُسنِ تو خیال برنتابد
  36. غزل شمارهٔ ۱۵۶ روی تو چون نوبهار جلوه‌گری می‌کند
  37. غزل شمارهٔ ۱۵۷ زین وجودت به جان خلاص دهند
  38. غزل شمارهٔ ۱۵۸ روزم به نیابت شب آمد
  39. غزل شمارهٔ ۱۵۹ ماه را با نور رویش بیش مقداری نماند
  40. غزل شمارهٔ ۱۶۰ ز خوبان جز جگرخواری نیاید
  41. غزل شمارهٔ ۱۶۱ خار غم تو گل طرب دارد
  42. غزل شمارهٔ ۱۶۲ زهر با یاد تو شکر گردد
  43. غزل شمارهٔ ۱۶۳ عشقت چو درآمد ز درم، صبر به در شد
  44. غزل شمارهٔ ۱۶۴ آن را که غم‌گسار تو باشی چه غم خورد
  45. غزل شمارهٔ ۱۶۵ آنچه تو کردی بتا نه شرط وفا بود
  46. غزل شمارهٔ ۱۶۶ رخ به زلف سیاه می‌پوشد
  47. غزل شمارهٔ ۱۶۷ آواز حسنت ای جان هفت آسمان بگیرد
  48. غزل شمارهٔ ۱۶۸ آنچه عشق دوست با من می‌کند
  49. غزل شمارهٔ ۱۶۹ مرد که با عشق دست در کمر آید
  50. غزل شمارهٔ ۱۷۰ عشق تو اندر دلم شاخ کنون می‌زند
  51. غزل شمارهٔ ۱۷۱ نی دست من به شاخ وصال تو بررسید
  52. غزل شمارهٔ ۱۷۲ این عشق آتشینم دود از جهان برآرد
  53. غزل شمارهٔ ۱۷۳ دلم ز راه هوای تو برنمی‌گردد
  54. غزل شمارهٔ ۱۷۴ صبح چون جیب آسمان بگشاد
  55. غزل شمارهٔ ۱۷۵ آن دم که صبح بینش من بال برگشاد
  56. غزل شمارهٔ ۱۷۶ زان بخششی که بر در عالم شد
  57. غزل شمارهٔ ۱۷۷ آباد بر آن شب که شب وصلت ما بود
  58. غزل شمارهٔ ۱۷۸ عافیت، کس نشان دَهَد؟ نَدَهَد
  59. غزل شمارهٔ ۱۷۹ دل از گیتی وفاجویی ندارد
  60. غزل شمارهٔ ۱۸۰ دل جام جام، زهر غمان هر زمان کشد

متن اشعار به نقل از گنجور.