پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۱

روی تو را در رکاب شمس و قمر می‌رود

لعل تو را در عنان شهد و شکر می‌رود

قافلهٔ عشق تو می‌رود اندر جهان

طائفهٔ عقل‌ها هم به اثر می‌رود

روی تو را در فروغ دید نشاید از آنک

ز آتش رخسار تو تاب بصر می‌رود

بی‌تو به بازار عشق سخت کساد است صبر

نقد روانتر در او خون جگر می‌رود

حاصل خاقانی است دفتر غم‌های تو

زان، چو قلم بر درت راه به سر می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۳تا مرا عشق یار غار افتاد
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۴دلبر آن به که کسش نشناسد
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۵حُسنِ تو خیال برنتابد
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۶روی تو چون نوبهار جلوه‌گری می‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۷زین وجودت به جان خلاص دهند
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۸روزم به نیابت شب آمد
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۹ماه را با نور رویش بیش مقداری نماند
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۰ز خوبان جز جگرخواری نیاید
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.