پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۷

زین وجودت به جان خلاص دهند

بازت از نو وجود خاص دهند

بکشند اولت به یک دم صور

وز دم دیگرت قصاص دهند

ز آتشین پل چو تشنه درگذری

آبت از چشمهٔ خواص دهند

مهره از باز پس بگردانند

از پسین شش‌درت خلاص دهند

نام خاقانی از تو محو کنند

به بهین نامت اختصاص دهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۹ماه را با نور رویش بیش مقداری نماند
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۰ز خوبان جز جگرخواری نیاید
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۱خار غم تو گل طرب دارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۲زهر با یاد تو شکر گردد
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۳عشقت چو درآمد ز درم، صبر به در شد
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۴آن را که غم‌گسار تو باشی چه غم خورد
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۵آنچه تو کردی بتا نه شرط وفا بود
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۶رخ به زلف سیاه می‌پوشد
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.