پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۶

رخ به زلف سیاه می‌پوشد

طره زیر کلاه می‌پوشد

عارض او خلیفهٔ حسن است

از پی آن سیاه می‌پوشد

یوسفان را به چاه می‌فکند

وز جفا روی چاه می‌پوشد

بر در او ز های و هوی بتان

نالهٔ دادخواه می‌پوشد

آهوان را به سبزه می‌خواند

دام زیر گیاه می‌پوشد

حال خاقانی ارچه می‌داند

آب خود زیر کاه می‌پوشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۸آنچه عشق دوست با من می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۹مرد که با عشق دست در کمر آید
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۰عشق تو اندر دلم شاخ کنون می‌زند
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۱نی دست من به شاخ وصال تو بررسید
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۲این عشق آتشینم دود از جهان برآرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۳دلم ز راه هوای تو برنمی‌گردد
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۴صبح چون جیب آسمان بگشاد
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۵آن دم که صبح بینش من بال برگشاد
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.