پرش به محتوای اصلی
خاقانی

خاقانی

غزلیات

۴۰۱ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۱ آمد نفس صبح و سلامت نرسانید
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۲ آن کو چو تو دلربای دارد
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۳ چون زلف یار گیرم دستم به یارب آید
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۴ با درد تو کس منت مرهم نپذیرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۵ آوازهٔ جمالت اندر جهان فتاد
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۶ دُرّ خوشاب را لبت سخت خوش آب می‌دهد
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۷ عشقت آتش ز جان برانگیزد
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۸ پیش لب تو حلقه به گوشم بنفشه‌وار
  9. غزل شمارهٔ ۱۸۹ پیش صبا نثار کنم جان شکوفه‌وار
  10. غزل شمارهٔ ۱۹۰ دل پردهٔ عشق توست برگیر
  11. غزل شمارهٔ ۱۹۱ خون‌ ریزی و نندیشی، عیار چنین خوش‌تر
  12. غزل شمارهٔ ۱۹۲ خیز و به ایام گل بادهٔ گلگون بیار
  13. غزل شمارهٔ ۱۹۳ بر سر من نامده است از تو جفاجوی‌تر
  14. غزل شمارهٔ ۱۹۴ رحم کن رحم، نظر بازمگیر
  15. غزل شمارهٔ ۱۹۵ حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار
  16. غزل شمارهٔ ۱۹۶ آن خال جو سنگش ببین، آن روی گندمگون نگر
  17. غزل شمارهٔ ۱۹۷ سرهای سراندازان در پای تو اولی‌تر
  18. غزل شمارهٔ ۱۹۸ فتاده‌ام به طلسم کشاکش تقدیر
  19. غزل شمارهٔ ۱۹۹ روز عمرم در شب افتاده است باز
  20. غزل شمارهٔ ۲۰۰ ای دل آن زُنّار نگسستی هنوز
  21. غزل شمارهٔ ۲۰۱ دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز
  22. غزل شمارهٔ ۲۰۲ از این ده‌رنگ‌تر یاری نپندارم که دارد کس
  23. غزل شمارهٔ ۲۰۳ بوی وفا ز گلبن عالم نیافت کس
  24. غزل شمارهٔ ۲۰۴ مه نجویم، مه مرا روی تو بس
  25. غزل شمارهٔ ۲۰۵ کشد مو بر تن نخجیر تیر از شوق پیکانش
  26. غزل شمارهٔ ۲۰۶ هر دل که غم تو داغ کردش
  27. غزل شمارهٔ ۲۰۷ عقل ما سلطان جان می‌خواندش
  28. غزل شمارهٔ ۲۰۸ چو به خنده بازیابم اثر دهان تنگش
  29. غزل شمارهٔ ۲۰۹ خسته‌ام نیک از بد ایام خویش
  30. غزل شمارهٔ ۲۱۰ بس سفالین لب و خاکین رخ و سنگین جانم
  31. غزل شمارهٔ ۲۱۱ از دو عالم دامن جان درکشم هر صبح‌دم
  32. غزل شمارهٔ ۲۱۲ کو صبح که بار شب کشیدم
  33. غزل شمارهٔ ۲۱۳ نه رای آنکه ز عشق تو روی برتابم
  34. غزل شمارهٔ ۲۱۴ از دهر غَدر پیشه وفائی نیافتم
  35. غزل شمارهٔ ۲۱۵ از گشت چرخ کار به سامان نیافتم
  36. غزل شمارهٔ ۲۱۶ بر سریر نیاز می‌غلطم
  37. غزل شمارهٔ ۲۱۷ با بخت در عتابم و با روزگار هم
  38. غزل شمارهٔ ۲۱۸ در سایهٔ شب شکست روزم
  39. غزل شمارهٔ ۲۱۹ در سینه نفس چنان شکستم
  40. غزل شمارهٔ ۲۲۰ ز خاک پاشی در دستخون فروماندیم
  41. غزل شمارهٔ ۲۲۱ گر به عیار کسان از همه کس کمتریم
  42. غزل شمارهٔ ۲۲۲ تا چند ستم رسیده باشم
  43. غزل شمارهٔ ۲۲۳ نماند اهل و رنگی که من داشتم
  44. غزل شمارهٔ ۲۲۴ از هستی خود که یاد دارم
  45. غزل شمارهٔ ۲۲۵ گرچه به دست کرشمهٔ تو اسیرم
  46. غزل شمارهٔ ۲۲۶ منم آن کز طرب غمین باشم
  47. غزل شمارهٔ ۲۲۷ دَردی که مرا هست به مرهم نفروشم
  48. غزل شمارهٔ ۲۲۸ خون دلم مخور که غمان تو می‌خورم
  49. غزل شمارهٔ ۲۲۹ ما از عراق جان غم آلود می‌بریم
  50. غزل شمارهٔ ۲۳۰ الصبوح ای دل که ما بزم قلندر ساختیم
  51. غزل شمارهٔ ۲۳۱ به کوی عشق تو جان در میان راه نهم
  52. غزل شمارهٔ ۲۳۲ ای قوم الغیاث که کار اوفتاده‌ام
  53. غزل شمارهٔ ۲۳۳ یک نظر دوش از شکنج زلف او دزدیده‌ام
  54. غزل شمارهٔ ۲۳۴ دل بشد از دست دوست را به چه جویم
  55. غزل شمارهٔ ۲۳۵ زنگ دل از آب روی شستیم
  56. غزل شمارهٔ ۲۳۶ این خود چه صورت است که من پای‌بست اویم
  57. غزل شمارهٔ ۲۳۷ گفتم آه آتشین بس کن، نه من خاک توام
  58. غزل شمارهٔ ۲۳۸ نام تو چون بر زبان می‌آیدم
  59. غزل شمارهٔ ۲۳۹ از تفّ دل، آتشین دهانم
  60. غزل شمارهٔ ۲۴۰ کفر است راز عشقت پنهان چرا ندارم

متن اشعار به نقل از گنجور.